این شعر با اینکه خیلی قدیمیه ولی بد نیست بخونیم                

نفرين مادر
 اي جز جيگر بزني ايشالا دِ ولُم کن
کم سربسرم بل بيخودي خون بدلم کن
اين پيرن جاموندتا ورگير بل تو يخدون
آتش بگيري ببم منا اينقذه نچزّن
هي نيششا طاق، ميلّه ذليل مرده گنده
مو تَر اومدم امرو که هيکل خونه مونده
مو قد تو بودم ننم اجَّاش نمي جمبيد
کاراش با مو بود اون و شورش همشا مي خفتيد
حالا مو بايد صب تا پسين هي بکنم جون
يا دنبال اُو بايد برم يا عقب نون
امشو دوشو نخفتيدم بچّم نميلّه
باپا لو تندور نره بفته سر بکلّه
وي وي مونا اين يه وجبي به تنگ آورده
اي قد نکشه خدا کنه جونمرگ مرده
داغت بامونه بند دلم به حق قرئون
يه دقَّه وخي بچيا بگير بغل بگردون
با دسه هونگ شيطونه مي گه بل دِ تو دندش
آتش بگيره خدا کنه مرده و زندش
  

خواهشا فقط اراکیا نظر بدن